ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
206
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ميخائيل ازدواج كرد . ميخائيل مبتلا به عارضه صرع بود و اين بيمارى ملازم زندگى او شد و چهرهاش را بهمريخته و زشت گرديد ، بعد از خودش خواهرزادهء خويش كه او نيز نامش ميخائيل بود بجانشينى خود تعيين كرد و همين كه درگذشت ، خواهرزادهء او زمام امور كشور را بدست گرفت و نيكرفتارى كرد ، و خانوادهء دائى و برادرانش را كه دائى او بودند دستگير كرد و در اين سال ( سال سى و سه ، بعد از چهار صد هجرى ) سكه بنام خود زد ، سپس زن خود را كه دختر پادشاه بود احضار كرد و از او خواست راهبه بشود و خويشتن از پادشاهى خلع نمايد . وى حاضر نشد اين كار را بكند ، او را به زد و بجزيرهء در دريا تبعيدش كرد سپس تصميم بدستگير پتريك ( روحانى بزرگ ) گرفت تا از تحكمات و مداخلات او راحت شود ، زيرا قادر به مخالفت با وى نبود . از او خواست ضيافتى در كليسائى در خارج از شهر قسطنطنيه براى پادشاه برپادارد . پتريك خواست او را پذيرفت و به آن كليسا رفت كه آنچه پادشاه خواسته تدارك بيند ، پادشاه گروهى از روسها و بلغارها را به آن محل فرستاد و به پنهانى با قتل پتريك با آنها موافقت كرد . آنها شبانه قصد او كردند و در كليسا محاصرهاش كردند . مال بسيارى به آنها بخشيد و مخفيانه از آنجا بيرون آمد و قصد كليساى ويژهاى كه ساكن آن بود نمود ، و ناقوس را بصدا درآورد ، روميان بر وى گرد آمدند . وى آنان را دعوت به عزل پادشاه نمود ، روميان دعوتش اجابت كردند ، و پادشاه را در خانهاش محاصره نمودند پادشاه كس فرستاد و همسر خويش را از جزيرهاى كه به آنجا تبعيدش كرده بود بخواست و او را تشويق و ترغيب كرد كه آن مخالفان را رد كند ، او اين كار را نكرد . پس او را روانه بكليساى بزرگ كرد كه راهبه باشد . از آن سوى پتريك و روميان زن وى را از پادشاهى خلع نمودند و خواهر صغيرهء او را كه نامش « تذوره » بود بپادشاهى نشاندند و خدمتگزاران پدرش به خدمت او گماردند كه تدبير امور كنند و ميخائيل را دستگير و چشمان او را ميل كشيدند و جنگ ميان مردم قسطنطنيه بين كسانى كه نسبت به ميخائيل تعصب ميورزيدند و متعصبين تذوره و پتريك رويداد ، و هواخواهان تذوره پيروز شدند و اموال طرف